مبخله

لغت نامه دهخدا

( مبخلة ) مبخلة. [ م َ خ َ ل َ ] ( ع ص ) سبب بخل و منه الولد محببة مبخلة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). آن که سبب بخل و زفتی گردد و شخص را بزفتی بخواند. و منه الولد محببة مبخلة. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه سبب بخل گردد

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز