مایعه
مترادفها
مایع، روان
متضادها
جامد
لغت نامه دهخدا
( مایعة ) مایعة. [ ی ِ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث مایع. ج، مایعات. رجوع به مایع و مایعات شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مونث مایع جمع: مایعات.
جمله سازی با مایعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آزمایشگاههای شیمی، مراقبت از ظروف حاوی مایعه بسیار حیاتی است تا از ریختن مواد خطرناک و ایجاد واکنشهای ناخواسته جلوگیری شود.
💡 خواص فیزیکی هر مایعه مانند ویسکوزیته و چگالی، بسته به دمای محیط و ساختار مولکولی آن ماده، به طور مداوم تغییر میکند.
💡 برای انتقال مواد شیمیایی از یک مخزن به مخزن دیگر، از پمپهای مخصوصی استفاده میشود که جریان مایعه را با دقت کنترل میکنند.