ماکدونالد

لغت نامه دهخدا

ماکدونالد. [ دُ ] ( اِخ ) الکساندر. مارشال فرانسوی که در «سدان » متولد شد ( 1765-1840م. ) او پس ازپیروزی در «واگرام » به لقب «دوک دوترانت » نائل گردید. وی با دولتهایی که در امر کناره گیری ناپلئون متحد شده بودند وارد مذاکره و معامله شد. ( از لاروس ).
ماکدونالد. [ دُ ] ( اِخ ) جیمز رمسه. سیاستمدار انگلستان که در «لوسیموث » متولد شد ( 1866-1937م. ) و رهبر حزب کارگر بود و در سالهای 1924، 1929 و 1931 به نخست وزیری انگلستان رسید. ( از لاروس ).

جمله سازی با ماکدونالد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از گردشگران پس از گذراندن ساعت‌های طولانی در شهر، ترجیح می‌دهند برای صرف یک وعده غذایی سریع و آشنا به شعبه‌های ماکدونالد مراجعه کنند.

💡 شرکت جهانی ماکدونالد با استفاده از استراتژی‌های بازاریابی پیشرفته، توانسته است در کشورهای مختلف فرهنگ غذایی خود را با سلیقه‌های محلی تطبیق دهد.

💡 مدیریت زنجیره تأمین در فست‌فودهای بزرگی مانند ماکدونالد نیازمند دقت بسیار بالا برای حفظ کیفیت و طعم یکسان محصولات در تمام شعبه‌ها است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران