مألوم
مترادفها
معلوم، مشخص، آشکار
متضادها
مجهول، ناشناخته
لغت نامه دهخدا
مألوم. [ م َءْ ] ( ع ص ) غمگین و ملول و مغموم. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
فرهنگ فارسی
غمگین و ملول و مغموم
معلوم، مشخص، آشکار
مجهول، ناشناخته
مألوم. [ م َءْ ] ( ع ص ) غمگین و ملول و مغموم. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
غمگین و ملول و مغموم