متحور
مترادفها
دگرگون شده، تغییر یافته، جهش یافته
متضادها
اصیل، خالص
لغت نامه دهخدا
متحور. [ م ُ ت َ ح َوْ وِ ] ( ع ص ) شتاب و زود و جلد. || خشمناک. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
دگرگون شده، تغییر یافته، جهش یافته
اصیل، خالص
متحور. [ م ُ ت َ ح َوْ وِ ] ( ع ص ) شتاب و زود و جلد. || خشمناک. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).