لغت نامه دهخدا
لوث کردن. [ ل َ ک َ دَ] ( مص مرکب ) لوث کردن خون یا بزه و تقصیر؛ مجازاً چند یا چندین تن را در آن دخیل کردن تخفیف کیفر را.
لوث کردن. [ ل َ ک َ دَ] ( مص مرکب ) لوث کردن خون یا بزه و تقصیر؛ مجازاً چند یا چندین تن را در آن دخیل کردن تخفیف کیفر را.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) آلوده کردن.
( مصدر ) مشتبه ساختن خلط کردن. یالوث کردن خون جرم و تقصیر. چند تن را در آن دخیل کردن برای تخفیف کیفر.
آلوده کردن.