لغت نامه دهخدا
لهیان. [ ل ُهَْ ] ( ع مص ) لهی. مشغول از چیزی شدن و دست بداشتن از آن. ( زوزنی ).روی گردانیدن. || غافل شدن. || دوست داشتن چیزی را و شگفتی از آن. ( منتهی الارب ).
لهیان. [ ل ُهَْ ] ( ع مص ) لهی. مشغول از چیزی شدن و دست بداشتن از آن. ( زوزنی ).روی گردانیدن. || غافل شدن. || دوست داشتن چیزی را و شگفتی از آن. ( منتهی الارب ).
لهی. مشغول از چیزی شدن و دوست بداشتن از آن. روی گردانیدن.