لهاف
مترادفها
پتو، روانداز
لغت نامه دهخدا
لهاف. [ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لهفی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
جمع لهفی
جمله سازی با لهاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در سرمای شدید شبهای زمستان از یک لهاف ضخیم و پشمی استفاده میکرد تا بتواند با آرامش و بدون لرزش در خواب عمیقی فرو برود.
💡 مادربزرگ با دقت تمام برای نوه کوچکش یک لهاف دستباف و بسیار گرم تهیه کرد که تمام خاطرات شیرین دوران کودکی او را در خود داشت.
💡 در اتاقهای بسیار گرم و مرطوب استفاده از یک لهاف سنگین و ضخیم میتواند باعث ایجاد تعریق زیاد و عدم راحتی در طول شب شود.