لمومه تصویر معنی لمومه لغت نامه دهخدا ( لمومة ) لمومة. [ ل َ م َ ] ( ع ص ) گردآورنده. یقال: دارنا لمومة؛ ای تجمعالناس و تربهم. ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط مشاطر متلقط متحشد معلم خانه مجامعات هم خانه