لقیح تصویر معنی لقیح مترادفها بارور، حاصلخیز لغت نامه دهخدا لقیح. [ ل َ ] ( ع ص ) قبیح. شنیع. ( کازیمیرسکی ). کلمات مرتبط لسیع قوازع حواین لزائز خبایث محبنظی لابث