لشکرگرا
لشکرکِش واژهای مرکب از دو جزء «لشکر» و «کش» است که در زبان فارسی به معنای «کسی که لشکر را میکشد یا رهبری میکند» به کار میرود. این واژه در متون کهن فارسی و لغتنامههای معتبر، همچون آنندراج، به عنوان صفتی برای فرماندهان نظامی آمده است. در مفهوم کلی، «لشکرکِش» به شخصی اطلاق میشود که مسئولیت هدایت، فرماندهی و آرایش نیروهای نظامی را بر عهده دارد، کسی که در میدان نبرد، نظم و تدبیر سپاه را سامان میدهد و تصمیمهای راهبردی برای پیشبرد جنگ اتخاذ مینماید.
در متون تاریخی و حماسی فارسی، از این واژه برای اشاره به سرداران بزرگ و سپهسالارانی استفاده شده است که در دورههای مختلف تاریخ ایران، فرماندهی لشکرها را بر عهده داشتند. این افراد معمولاً دارای دانش نظامی، شجاعت، قدرت تصمیمگیری و تجربه فراوان در اداره امور جنگی بودهاند. به کارگیری واژه «لشکرکِش» در برابر واژههایی چون «قائد لشکر»، «سردار سپاه» و «سپهسالار» بیانگر موقعیت والا و مسئولیت سنگین آنان در ساختار نظامی کشورها و حکومتهای گذشته است.
از دید زبانشناختی، ترکیب «لشکرکِش» نمونهای از فرایند واژهسازی در زبان فارسی است که از پیوند اسم و فعل پدید آمده و مفهومی پویا و کنشگرانه را منتقل میکند. این گونه واژهها نشاندهنده توانایی زبان فارسی در بیان دقیق مفاهیم عملی و نقشمحور هستند. واژه «لشکرکِش» نه تنها جنبه نظامی دارد، بلکه در معنای استعاری نیز میتواند به فردی اطلاق شود که پیشرو، رهبر یا ساماندهنده گروهی در عرصهای غیرنظامی است؛ کسی که همچون سرداری خردمند، هدایت جمعی را در مسیر هدفی مشخص بر دوش میکشد.
مترادفها
نظامیگرا
متضادها
صلحطلب
فرهنگ عمید
= لشکرکش
جمله سازی با لشکرگرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اتخاذ سیاستهای لشکرگرا توسط دولتها میتواند منجر به افزایش تنشهای نظامی و کاهش همکاریهای دیپلماتیک در سطح بینالمللی شود.
💡 حکومتهای لشکرگرا معمولاً تمرکز اصلی خود را بر تقویت توان نظامی و کنترل شدید بر جامعه قرار میدهند و آزادیهای مدنی را محدود میکنند.
💡 تفکر لشکرگرا در مدیریت بحرانها ممکن است در کوتاهمدت مشکل را حل کند، اما در بلندمدت باعث ایجاد شکاف میان مردم و دولت شود.