لت و پار کردن

مترادف‌ها

تکه تکه کردن، پاره کردن

متضادها

وصل کردن، پیوند دادن، چسباندن

لغت نامه دهخدا

لت و پار کردن. [ ل َ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاره پاره کردن. بقطعات خرد و بزرگ جدا کرده پراکندن. پراکنده و متفرق کردن. بی نظم و ترتیبی پراکنده و متفرق کردن.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص م. ) (عا. ) از هم دریدن و پاره پاره کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- پاره پاره کردن قطعه قطعه کردن. ۲- پراکنده کردن ( بدون نظم و ترتیب ): آن شیرزادخان شیر دره یی که مثل روباه در لان. مرغ دولتهای اروپایی را یکی پس از دیگری لت وپار کرده بود... ۳- بشدت کتک زدن.

ویکی واژه

(عا.)
از هم دریدن و پاره پاره کردن.

جمله سازی با لت و پار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طوفان بسیار شدیدی که در دیشب بر منطقه ما گذشت، باعث شد که درختان قدیمی و باستانی محله را کاملاً لت و پار کرده و همه چیز را ویران کند.

💡 او با خشم بسیار زیاد و در اثر عصبانیت شدید، تمام مدارک و اسناد بسیار مهم موجود در آن پوشه قدیمی را به شدت لت و پار کرد.

💡 بازی بسیار خشن و بی‌رحمانه تیم حریف باعث شد که دفاع تیم ما را در زمین کاملاً لت و پار کرده و از تمام ساختار دفاعی ما عبور کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران