لایوصف
مترادفها
وصفناپذیر، بیوصف
متضادها
قابل توصیف
لغت نامه دهخدا
لایوصف. [ ص َ ] ( ع ص مرکب ) ( از: لا + یوصف ) وصف ناکردنی. غیرقابل توصیف: یدرک و لایوصف، که دریابی و وصف کردن نتوانی.
فرهنگ معین
(صَ ) [ ع. ] (ص مر. ) وصف ناشدنی.
فرهنگ فارسی
وصف ناکردنی. غیر قابل توصیف
ویکی واژه
وصف ناشدنی.
جمله سازی با لایوصف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زیبایی منظرهای که هنگام طلوع خورشید در بالای کوههای آلپ مشاهده شد، چنان خیرهکننده و لایوصف بود که کلمات قادر به بیان آن نبودند.
💡 تجربهای که او در سفر تنهایی خود به اعماق جنگلهای آمازون داشت، برای او چنان لایوصف و عمیق بود که هیچ کتابی نمیتوانست آن را توصیف کند.
💡 احساس آرامشی که پس از اتمام یک پروژه بسیار دشوار و طولانی به تمام اعضای تیم دست داد، حقیقتاً لایوصف و بسیار لذتبخش بود.