لاطم
لغت نامه دهخدا
لاطم. [ طِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از لطم به معنی طپانچه زدن بر رخسار و اندام. ( از منتهی الارب ).
لاطم. [ طِ ] ( اِخ ) نام مردی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نام مردی
جمله سازی با لاطم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مراسمهای عزاداری مذهبی، برخی از پیروان با انجام عملیاتی که به آن لاطم گفتند، سعی در ابراز اندوه عمیق و پیوند با تاریخ مذهبی خود دارند.
💡 صدای لاطم در میان جمعیت که با شور و اشتیاق فراوان در حال برگزاری مراسمهای سالگرد بودند، طنینانداز شده بود و فضای بسیار خاصی ایجاد کرده بود.
💡 سنتهای قدیمی در نحوه انجام لاطم و سبکهای مختلف آن، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است تا هویت و فرهنگ مذهبی جامعه حفظ شود.