لائحه
مترادفها
طرح، پیشنویس، فهرست، صورت
لغت نامه دهخدا
( لائحة ) لائحة. [ ءِ ح َ ] ( ع ص ) تأنیث لائح. رجوع به لایحه شود.
فرهنگ فارسی
۱- ( اسم ) مونث لایح. ۲- ( اسم ) مکتوب. ۳- طرح. یا لایح. قانونی. طرح قانونی که از طرف هیئت دولت بمجلسین پیشنهاد شود. ۴- نوشته ای که وکیل دادگستری بمنظور دفاع از دعوی بمحکمه تقدیم کند جمع: لوایح. ۵- آنچه که از نور تجلی لایح گردد بارقه خطر.
جمله سازی با لائحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت پس از بررسی دقیق گزارشهای کارشناسی، تصمیم گرفت لائحه جدیدی را در مورد مدیریت پسماند شهری برای جلوگیری از آلودگی محیط زیست به مجلس ارائه دهد.
💡 نمایندگان مجلس در جلسه امروز، بحثهای طولانی و پرچالشی را درباره مواد مختلف مندرج در لائحه اصلاحی قانون تجارت بینالملل و اثرات آن بر اقتصاد کشور انجام دادند.
💡 برای تصویب نهایی این طرح، باید تمامی بندهای موجود در لائحه پیشنهادی توسط کمیسیون مربوطه بازبینی شود تا از بروز هرگونه ابهام قانونی در آینده جلوگیری به عمل آید.