لغت نامه دهخدا
قیه قشلاق. [ ق َ ی َ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل، سکنه آن 496 تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و حبوب و شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا گلیم بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
قیه قشلاق. [ ق َ ی َ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه، سکنه آن 147 تن. آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، نخود و بزرک. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).