قهرمه
لغت نامه دهخدا
( قهرمة ) قهرمة. [ ق َ رَ م َ ] ( ع اِمص ) فعل و کار قهرمان. ( از اقرب الموارد ). رجوع به قهرمان شود.
جمله سازی با قهرمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در داستانهای تاریخی عصر قدیم، گاهی از شخصیت قهرمه برای توصیف زنان قدرتمند یا دارای جایگاه خاص در دربار پادشاهان استفاده میشود.
💡 نویسندگان رمانهای کلاسیک اغلب از واژه قهرمه برای توصیف روابط پیچیده و پرماجرا در جوامع قدیمی و طبقات مختلف اجتماعی استفاده میکنند.
💡 تحلیلهای تاریخی نشان میدهد که نقش قهرمه در برخی از سلسلههای سلطنتی، بسیار فراتر از یک خدمتکار ساده و دارای نفوذ سیاسی بوده است.