قموء تصویر معنی قموء مترادفها یاور، پشتیبان، مددکار لغت نامه دهخدا قموء. [ ق ُ] ( ع مص ) فربه شدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط اثمیداد تکبن تغیث قحاحه صلطح کیعوعه گزارش محتوای نامناسب