قلنس
مترادفها
کلاه، قلنسوه، کلاه کوچک
لغت نامه دهخدا
قلنس. [ ق َ ل َ سِن ] ( ع اِ ) قلنسوه است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). اصل آن قلنسوه است که واو را حذف کرده اند زیرا در عربی اسمی نیست که آخر آن حرف علةو ماقبل آن ضمه باشد از اینرو آخر آن را باء ماقبل مکسور قرار دادند و چون قاض گردید. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با قلنس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دوران باستان، استفاده از قلنسهای تزئین شده با پارچههای گرانبها، نشانهای از قدرت و جایگاه اجتماعی بالا در میان طبقه اشراف و بزرگان بود.
💡 او برای محافظت از سر خود در برابر سرمای شدید زمستان، قلنس پشمی ضخیمی را بر سر گذاشت و به سمت کوهستان حرکت کرد.
💡 در برخی از فرهنگهای سنتی، نوع قلنس و نحوه بستن آن میتواند نشاندهنده قومیت، مذهب یا وضعیت تاهل فرد در میان اعضای آن جامعه باشد.