قلاعه

مترادف‌ها

قلعه، دژ، حصار

لغت نامه دهخدا

( قلاعة ) قلاعة. [ ق ِ ع َ ] ( ع اِ ) بادبان کشتی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
قلاعة. [ ق ُ ع َ ] ( ع اِ ) سنگ بزرگ در دشت نرم خاک افتاده. || هر کلوخ یا سنگ برکنده که آن را به دست یا به فلاخن اندازند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || پاره ای از گل تراشه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || گویند: رمی بقلاعة؛ ای بحجة تسکته. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با قلاعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این قلاعه قدیمی که بر فراز یک تپه مرتفع بنا شده است، در دوران باستان به عنوان یک مرکز نظامی استراتژیک مورد استفاده قرار می‌گرفت.

💡 گردشگران زیادی هر ساله از سراسر جهان برای بازدید از دیوارهای سنگی و برج‌های عظیم این قلاعه تاریخی و دیدن آثار باستانی می‌آیند.

💡 با بررسی دقیق نقشه‌های قدیمی، مشخص شد که این قلاعه بزرگ برای محافظت از مسیرهای تجاری بسیار مهم در برابر حملات دشمنان ساخته شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران