قصوف تصویر معنی قصوف مترادفها گرفتگی، تاریکی لغت نامه دهخدا قصوف. [ ق ُ ] ( ع مص ) اقامت کردن در اکل و شرب. ( منتهی الارب ). الاقامة فی الاکل و الشرب. ( تاج العروس ). کلمات مرتبط اقعنداد وبت خضم خطء کعیم اشعران