قصاصگاه

لغت نامه دهخدا

قصاصگاه. [ ق ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که در آن قصاص کنند. جای اعدام گناهکاران: عربده کرده وکسی را کشته اکنون به قصاصگاهش میبرند. ( گلستان ).

جمله سازی با قصاصگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با مطالعه اسناد قدیمی، می‌توان دریافت که قصاصگاه‌های واقع در مرکز شهرها، همواره یکی از ترسناک‌ترین مکان‌ها برای مردم در دوران حکومت‌های استبدادی بودند.

💡 معماران باستان در طراحی ساختارهای شهری، موقعیت قصاصگاه را معمولاً در محلی قرار می‌دادند که هم از دید همه باشد و هم به راحتی قابل دسترسی باشد.

💡 داستان‌های تاریخی بسیاری روایت می‌کنند که در نزدیکی همان قصاصگاه قدیمی، شاهدان عینی متعددی حضور داشتند که تمام جزئیات اجرای حکم را مشاهده کرده بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران