واژه «قشلب» یکی از واژههای بسیار نادر و مهجور در متون کهن و منابع لغوی است که کاربرد عمومی و رایج در زبان امروز ندارد و بیشتر در حد ثبت لغت باقی مانده است. بر اساس آنچه در منابعی مانند لغتنامههای قدیمی آمده است، این واژه ریشهای عربی دارد و در اصل برای اشاره به نوعی گیاه به کار میرفته است. با این حال، درباره ویژگیهای دقیق این گیاه، شکل ظاهری، محل رویش یا کاربردهای آن اطلاعات مشخص و روشنی در دست نیست و تنها به عنوان یک نام گیاه در منابع لغوی ثبت شده است. همین ابهام باعث شده است که «قشلب» در دسته واژههای کمکاربرد و تقریباً فراموششده قرار گیرد. در متون قدیمی، گاهی واژههایی از این دست صرفاً به عنوان نامهای محلی یا گیاهان ناشناخته ذکر شدهاند بدون آنکه توضیح تفصیلی از آنها ارائه شود. از این رو، «قشلب» بیشتر یک مدخل لغوی است تا یک واژه دارای کاربرد زنده در زبان. این واژه نشاندهنده تنوع واژگان در زبانهای کهن و وجود نامهای متعدد برای گیاهان در گذشته است. در حال حاضر نیز در زبان فارسی معاصر کاربردی برای آن دیده نمیشود و بیشتر جنبه تاریخی و لغتشناسی دارد. بنابراین، قشلب را میتوان تنها به عنوان نام یک گیاه ناشناخته و ثبتشده در منابع قدیمی زبان عربی و فارسی معرفی کرد که اطلاعات دقیقتری از آن در دسترس نیست.
قشلب
لغت نامه دهخدا
قشلب. [ ق ُ ل ُ / ق ِ ل ِ ] ( ع اِ ) گیاهی است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).