لغت نامه دهخدا
قشقره. [ ق ِ ق ِ رَ / رِ ] ( از ترکی، اِ ) قشقرق. رجوع به قشقرق شود.
قشقره. [ ق ِ ق ِ رَ / رِ ] ( از ترکی، اِ ) قشقرق. رجوع به قشقرق شود.
( اسم ) جار و جنجال داد و فریاد. یا قشقرق بر پا کردن. جنجال کردن داد و فریاد کردن.یا قشقرق راه انداختن. جنجال بر پا کردن الم شنگه راه انداختن.