قراقچی
مترادفها
کلاه فروشی
لغت نامه دهخدا
قراقچی. ( مغولی، ص مرکب، اِ مرکب ) محافظ: و محافظان که قراقچیان گویند بر سر راهها نشانده بود. ( جهانگشای جوینی ).
کلاه فروشی
قراقچی. ( مغولی، ص مرکب، اِ مرکب ) محافظ: و محافظان که قراقچیان گویند بر سر راهها نشانده بود. ( جهانگشای جوینی ).