قداحه
لغت نامه دهخدا
قداحه. [ ق َدْ دا ح َ ] ( ع اِ ) سنگ یا چوب آتش زنه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قداحه. [ ق ِ ح َ ] ( ع اِمص ) کاسه گری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). قدح ساختن. صناعت قدح. ( النقود العربیه ص 39 ).
جمله سازی با قداحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی در کمپ در میان جنگلهای انبوه و تاریک قرار گرفتیم، متأسفانه فراموش کردیم که قداحه را همراه خود بیاوریم و برای روشن کردن آتش با سختی بسیار مواجه شدیم.
💡 برای روشن کردن اجاق گاز قدیمی در این خانه روستایی و دورافتاده، حتماً باید از یک قداحه با کیفیت استفاده کنی تا در سرمای شدید دچار مشکل نشوی.
💡 او در جیب شلوار خود یک قداحه کوچک و قدیمی داشت که با هر بار کشیدن آن، جرقه کوچکی برای روشن کردن شمعهای مراسم مذهبی میزد.