لغت نامه دهخدا
( مظرة ) مظرة. [ م ِ ظَرْ رَ ] ( ع اِ ) سنگ آتش زنه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سنگی که بدان آتش افروزند. ( از محیطالمحیط ) ( از اقرب الموارد ). ج، مَظارّ. ( اقرب الموارد ).
مظرة. [ م َ ظَرْ رَ ] ( ع مص ) بریدن سنگ آتش زنه را. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). || ظرالناقة؛ ذبح کردن ناقه را به سنگ یا عام است. ( از منتهی الارب ). ذبح کردن ناقه با ظِرّ. ( از محیطالمحیط ).
مظرة. [ م َ ظَرْ رَ ] ( ع اِ ) سنگریزه های سخت تر. ( منتهی الارب ) ( ازآنندراج ). || ( ص ) ارض مظرة؛ زمین سنگ ناک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). زمین که در آن سنگهای تیز باشد. ( ناظم الاطباء ).