قحامه

مترادف‌ها

پیشگو، غیب‌گو

لغت نامه دهخدا

( قحامة ) قحامة. [ ق َ م َ ] ( ع اِمص ) کلان سالی. قُحومَة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و این هر دو اسم مصدر است بدون فعل. ( آنندراج ).

جمله سازی با قحامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در افسانه‌های باستانی و داستان‌های فولکلور، شخصیت قحامه معمولاً با ویژگی‌هایی مرموز و توانایی‌های عجیب در پیش‌بینی آینده شناخته می‌شد و حضور داشت.

💡 پیرزن در آن داستان که شبیه به یک قحامه بود، با کلامی تند و نگاهی نافذ، به قهرمان داستان درباره خطرات پیش رو هشدار داد.

💡 برخی از مردم در گذشته به دلیل ناآگاهی، با دیدن زنانی که رفتارهای غیرعادی داشتند، آن‌ها را به عنوان یک قحامه و جادوگر می‌شناختند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران