قبراء
مترادفها
گورها، مزارها، آرامگاهها
لغت نامه دهخدا
قبراء. [ ق ُ ] ( ع اِ ) قُبَّر. چکاوک.رجوع به قبر و قبرة شود. ج، قبائر. ( منتهی الارب ).
گورها، مزارها، آرامگاهها
قبراء. [ ق ُ ] ( ع اِ ) قُبَّر. چکاوک.رجوع به قبر و قبرة شود. ج، قبائر. ( منتهی الارب ).