قاپ کردن

مترادف‌ها

ربودن، چنگ زدن، گرفتن

متضادها

رها کردن، گذاشتن

فرهنگستان زبان و ادب

{file transfer protocol , FTP} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] انتقال رایانه ای یک پرونده با قرارداد انتقال پرونده

ویکی واژه

انتقال رایانه‏ای یک پرونده با قرارداد انتقال پرونده.

جمله سازی با قاپ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دزد با سرعت بسیار زیاد از میان جمعیت گذشت و کیف دستی زن جوان را از دست او قاپ کرد و ناپدید شد.

💡 کودک شیطون سعی داشت تمام شکلات‌های موجود در ظرف را در یک لحظه قاپ کند و به اتاق خود فرار کند.

💡 او ناگهان دستش را دراز کرد تا آخرین تکه از آن پیتزای بسیار گرم را از مقابل دوستش قاپ کند و سریع بخورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران