قامیش گذاشتن
فرهنگ معین
(گُ تَ ) [ تر - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) مزاحم شدن، سبب تصدیع گردیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مزاحم شدن سبب تصدیع گردیدن.
ویکی واژه
(عا.)
مزاحم شدن، سبب تصدیع گردیدن.
(گُ تَ ) [ تر - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) مزاحم شدن، سبب تصدیع گردیدن.
( مصدر ) مزاحم شدن سبب تصدیع گردیدن.
(عا.)
مزاحم شدن، سبب تصدیع گردیدن.