قاحل تصویر معنی قاحل مترادفها خشک، بیآب و علف، بایر، بیآب و لعاب متضادها حاصلخیز، آباد، پربار، مرطوب لغت نامه دهخدا قاحل. [ ح ِ ] ( ع ص ) خشک. ( آنندراج ). خشکیده. پژمرده. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط شاسف قافل صویه شزیز عشوف خشنجه