فهامیه
مترادفها
درک، فهم، ادراک، شعور
متضادها
جهل، نادانی
لغت نامه دهخدا
فهامیه. [ ف َ ی َ ] ( ع مص ) دانستن. || به دل دریافتن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
درک، فهم، ادراک، شعور
جهل، نادانی
فهامیه. [ ف َ ی َ ] ( ع مص ) دانستن. || به دل دریافتن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).