لغت نامه دهخدا
فندق شکستن. [ ف َ دُ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از بوسه دادن و گرفتن. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( غیاث ) ( بهارعجم ) ( برهان ). شاهدی برای این معنی به نظر نرسید.
فندق شکستن. [ ف َ دُ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از بوسه دادن و گرفتن. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( غیاث ) ( بهارعجم ) ( برهان ). شاهدی برای این معنی به نظر نرسید.
( ~. ش کَ تَ )(مص ل. ) کنایه از: بوسه دادن و بوسه گرفتن.
( مصدر ) ۱ - بوسه دادن ۲ - بوسه گرفتن
کنایه از: بوسه دادن و بوسه گرفتن.