فنجاب
مترادفها
استکان، جام، پیاله
لغت نامه دهخدا
فنجاب. [ ف َ ] ( اِخ ) در تاریخ جهانگشای جوینی نام پنجاب است. رجوع به پنجاب شود.
فرهنگ فارسی
در تاریخ جهانگشای جوینی نام پنجاب است.
استکان، جام، پیاله
فنجاب. [ ف َ ] ( اِخ ) در تاریخ جهانگشای جوینی نام پنجاب است. رجوع به پنجاب شود.
در تاریخ جهانگشای جوینی نام پنجاب است.