فنا پذیرفتن
مترادفها
نابود شدن، از بین رفتن، محو شدن، هلاک شدن
متضادها
ماندن، بقا یافتن، جاودان شدن
لغت نامه دهخدا
فنا پذیرفتن. [ ف َ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) فانی شدن. نابود شدن: چنانکه خرج سرمه اگرچه اندک اندک اتفاق افتد آخر فنا پذیرد. ( کلیله و دمنه ).