فظاظ

مترادف‌ها

تندخو، خشن، بددهن، گستاخ

متضادها

ملایم، مهربان، نرم‌خو

لغت نامه دهخدا

فظاظ. [ ف ِ ] ( ع مص ) درشت خوی گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). فظاظة. فظظ. فظ. رجوع به این مدخل ها در ردیف خود شود.

جمله سازی با فظاظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن فرمانده با رفتاری بسیار فظاظ و تند، باعث می‌شد که تمامی سربازان همیشه از او بترسند و با احتیاط بسیار زیادی با او صحبت کنند.

💡 اگر بخواهی در این محیط بسیار سخت اجتماعی موفق شوی، نباید مانند آن فرد فظاظ با دیگران برخورد کنی و باعث ناراحتی و رنج آن‌ها شوی.

💡 در برخی از داستان‌های قدیمی و کلاسیک، شخصیت‌های فظاظ معمولاً نقش منفی را بازی می‌کنند و باعث ایجاد درگیری‌های بی مورد میان دیگران می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران