لغت نامه دهخدا
فریدالزمان. [ ف َ دُزْ زَ ] ( ع ص مرکب ) فریدالدهر. یگانه روزگار. رجوع به فریدالدهر شود.
فریدالزمان. [ ف َ دُزْ زَ ] ( ع ص مرکب ) فریدالدهر. یگانه روزگار. رجوع به فریدالدهر شود.
فرید الدهر. یگانه روزگار
اسم: فریدالزمان (پسر) (عربی)
معنی: آن که در زمان خود یگانه و بی نظیر است