لغت نامه دهخدا
فرهنگجو. [ ف َ هََ ] ( نف مرکب ) جوینده دانش. آنکه جویای فرهنگ و فرزانگی بود. رجوع به فرهنگ جوی شود.
فرهنگجو. [ ف َ هََ ] ( نف مرکب ) جوینده دانش. آنکه جویای فرهنگ و فرزانگی بود. رجوع به فرهنگ جوی شود.
جوینده دانش. آن که جویای فرهنگ و فرزانگی بود.