فرقاع تصویر معنی فرقاع لغت نامه دهخدا فرقاع. [ ف ِ ] ( ع مص ) تیز دادن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). فرقعة. ( آنندراج ). رجوع به فرقعة شود. کلمات مرتبط ضفع فرقعه کماع گزارش محتوای نامناسب