لغت نامه دهخدا
فرفروک. [ ف َ ف َ ] ( اِ ) بادفر و آن چیزی است که اطفال از چوب تراشند و ریسمانی بر آن پیچند و از دست گذارند تا بر روی زمین گردان شود. ( برهان ). با فرفر و فرفره قیاس کنید. ( از حاشیه برهان چ معین ).
فرفروک. [ ف َ ف َ ] ( اِ ) بادفر و آن چیزی است که اطفال از چوب تراشند و ریسمانی بر آن پیچند و از دست گذارند تا بر روی زمین گردان شود. ( برهان ). با فرفر و فرفره قیاس کنید. ( از حاشیه برهان چ معین ).
= فرفره
( اسم ) چرمی مدور که کودکان ریسمانی در آن گذارند و در کشاکش آورند تا از آن صدایی فرفر ظاهر شود بادفر: تو روان کرده در هوا فرفر که فلان ملحد است و آن کافر.