فرض گزاردن
مترادفها
پنداشتن، فرض کردن، تصور کردن، گمان کردن، تصور نمودن
متضادها
اثبات کردن، واقعی بودن
فرهنگ معین
(فَ. گُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) واجب کردة خداوند را به جا آوردن، مانند: نماز خواندن.
ویکی واژه
واجب کردة خداوند را به جا آوردن، مانند: نماز خواندن.
جمله سازی با فرض گزاردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در انجام تحقیقات علمی، دانشمندان گاهی ناچار هستند بر اساس دادههای محدود، بر روی یک موضوع خاص فرض گزاردن را برای پیشبرد مطالعه آغاز کنند.
💡 اگر بخواهیم بر اساس این فرضیات پیش برویم، باید فرض گزاردن بر درست بودن تمام متغیرهای محیطی را در محاسبات ریاضی خود لحاظ کنیم.
💡 در بحثهای منطقی، فرض گزاردن بر اینکه طرف مقابل حقایق را میداند، میتواند به نتیجهگیریهای دقیقتر و تحلیلهای بسیار عمیقتری منجر شود.