فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) انجام دادن عبادتی که در موقع خود انجام نشده باشد.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) انجام دادن عبادتی که در موقع خود انجام نشده باشد.
انجام دادن عبادتی که در موقع خود انجام نشده باشد.
💡 و مجلس ما اكنون از مجالسى است كه قضاء الهىتشكيل آنرا خواسته و رضايت بانجام مراسم آن مرحمت و عنايت فرموده است.
💡 2- معارف مربوط به افعال خدايتعالى، چون خلق، و امر، و اراده، و مشيت، و هدايت، واضلال، و قضاء، و قدر، و جبر، و تفويض، و رضا، و غضب، وامثال آن، از كارهاى متفرق.
💡 در آثار بیارند که مردی میگفت: یا ربّ یا ربّ! انت کتبت و أنت قدّرت و أنت قضیت، بار خدایا که هر چه بود و هست و خواهد بود همه تو میخواهی، و تو میرانی، و بر خلق تو مینویسی. از تقدیر تو، بار خدایا، بیرون نیست، و بی قضاء تو هیچ نیست.
💡 اذا قام العبد فى الصلاة فخفف صلاتهقال الله تعالى لملائكته: اما ترون الى عبدى كانه يرى ان قضاء حوائجه بيد غيرى،اما يعلم ان قضاء حوائجه بيدى؛
💡 پس به قضاء، الهى راضى باشند، و به امر او تسليم باشيد، در خانه هايتان مانده وسكوت اختيار كنيد - يا فرمود: عملى انجام دهيد، عملى انجام ندهيد، تا نيكوكار در راحتىقرار داشته باشد، يا از دست فاجر در راحتى باشد.