فرجامگاه
مترادفها
فرجام، مقصد، پایان، خاتمه، منزلگاه
متضادها
مبدأ، آغاز، شروع
لغت نامه دهخدا
فرجامگاه. [ ف َ ] ( اِ مرکب )گور است که قبر باشد و آن جایی است که آدمی را بعد از رحلت از دنیا در آنجا نهند. ( برهان ):
بسی دشمن و دوست کردی تباه
کنون بازگشتت به فرجامگاه.فردوسی. || سرای دیگر. آخرت:
چنان دان که ریزنده خون شاه
جز آتش نبیند به فرجامگاه.فردوسی.
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) ۱ - گور، قبر. ۲ - روز رستاخیز، قیامت.
فرهنگ عمید
۱. آخرین منزل، گور، قبر.
۲. قیامت، روز رستاخیز.
ویکی واژه
گور، قبر.
روز رستاخیز، قیامت.