فحوص تصویر معنی فحوص مترادفها جستجوها، بررسیها، تحقیقات لغت نامه دهخدا فحوص. [ ف ُ ] ( ع اِ ) ج ِ فحص. رجوع به فحص شود. کلمات مرتبط فحص کردن اقفل گزارش محتوای نامناسب