فجیعانه
مترادفها
فاجعهآمیز، هولناک، وحشتناک
متضادها
خوشایندانه، خندهدار، خوشحالانه
لغت نامه دهخدا
فجیعانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) به زاری. ( یادداشت بخط مؤلف ). به وضع فجیع. رجوع به فجیع و فاجع شود.
فرهنگ معین
(فَ نَ یا نِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) به نحوی دردناک، به زاری.
ویکی واژه
به نحوی دردناک، به زا
جمله سازی با فجیعانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقوع این حادثه ناگوار در میان جمعیت زیاد، باعث شد که بسیاری از شاهدان عینی، ماجرای برخورد شدید خودرو را به شکلی بسیار فجیعانه روایت کنند.
💡 قیمتهای محصولات کشاورزی در بازارهای محلی به شکلی فجیعانه افزایش یافته است که زندگی روزمره بسیاری از خانوادههای کمدرآمد را با دشواریهای بزرگ مواجه کرده است.
💡 گزارشهای منتشر شده نشان میدهند که وضعیت محیطزیست در این منطقه به شکلی فجیعانه تخریب شده و بسیاری از گونههای گیاهی کمیاب در حال نابودی هستند.