لغت نامه دهخدا
فجیعانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) به زاری. ( یادداشت بخط مؤلف ). به وضع فجیع. رجوع به فجیع و فاجع شود.
فجیعانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) به زاری. ( یادداشت بخط مؤلف ). به وضع فجیع. رجوع به فجیع و فاجع شود.
(فَ نَ یا نِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) به نحوی دردناک، به زاری.
به نحوی دردناک، به زا