فتارنده

مترادف‌ها

بیرون کشنده، جدا کننده

متضادها

وصل کننده، ترمیم کننده

فرهنگ معین

(فَ یا فِ رَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - شکافنده، درنده. ۲ - جدا کننده. ۳ - پاشنده، پراکنده کننده.

ویکی واژه

شکافنده، درنده.
جدا کننده.
پاشنده، پراکنده کننده.

کلمات مرتبط