فاخواستن
مترادفها
تمام کردن، پایان دادن
فرهنگ معین
(خا تَ )(مص م. )بازخواستن، باز - خواست کردن.
فرهنگ عمید
واخواستن، بازخواستن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) باز خواستن باز خواست کردن.
ویکی واژه
بازخواستن، باز - خواست کردن.
تمام کردن، پایان دادن
(خا تَ )(مص م. )بازخواستن، باز - خواست کردن.
واخواستن، بازخواستن.
( مصدر ) باز خواستن باز خواست کردن.
بازخواستن، باز - خواست کردن.