فاتنه
مترادفها
زیبا، دلربا، جذاب، فریبنده، زیباروی
متضادها
زشت، ساده
لغت نامه دهخدا
( فاتنة ) فاتنة. [ ت ِ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث فاتن. زنی که دل مردی را برده و او را مفتون خود کرده باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فتان و فتانه شود.
فرهنگ فارسی
مونث فاتن. زنی که دل مردی را برده و او را مفتون خود کرده باشد.