فاتر کردن
مترادفها
نیمگرم کردن، ولرم کردن
متضادها
داغ کردن، سرد کردن
لغت نامه دهخدا
فاتر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دور کردن. ازاله.
فرهنگ فارسی
دور کردن. ازاله
نیمگرم کردن، ولرم کردن
داغ کردن، سرد کردن
فاتر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دور کردن. ازاله.
دور کردن. ازاله