فاتر کردن

مترادف‌ها

نیم‌گرم کردن، ولرم کردن

متضادها

داغ کردن، سرد کردن

لغت نامه دهخدا

فاتر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دور کردن. ازاله.

فرهنگ فارسی

دور کردن. ازاله

جمله سازی با فاتر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آشپز با اضافه کردن مقداری آب سرد به سوپ داغ، شروع به فاتر کردن آن کرد تا بتواند به راحتی و بدون خطر سوختگی به خورد کودکان بدهد.

💡 او سعی کرد با اضافه کردن مقداری یخ به نوشیدنی، فاتر کردن دمای آن را انجام دهد تا برای مهمانان در این هوای گرم بسیار دلچسب باشد.

💡 کارشناس آزمایشگاه با دقت تمام، با اضافه کردن قطرات کنترل شده، اقدام به فاتر کردن محلول کرد تا به دمای مورد نظر برای واکنش شیمیایی برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران